تبليغاتX
معرفی بازیگران سینما

معرفی بازیگران سینما

مدیر

به علت مشکلی که برایم پیش آمده مدتی نمی توانم وب را به روز کنم.ولی قول میدم خیلی زود برگردم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 2:57  توسط مصطفی  | 

مدیر

بزودی برمیگردم...
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 2:8  توسط مصطفی  | 

سلام

بر می گردم بزودی با دستی پر ....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 21:58  توسط مصطفی  | 

مدیر

بعد از مدتی که نبودم حالا دوباره بر گشتم (ولی باز یه مدت نیستم ولی دوباره بر میگردم)...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 21:54  توسط مصطفی  | 

رابرت دنیرو (Robert De Niro)

                                           Image Hosting by PictureTrail.com 

رابرت دنیرو بازیگر ایتالیایی‌تبار آمریکایی در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک بدنیا آمد. بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از جوانان بوده است. خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشه‌ای ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلمهای انتقادی از سیستم سرمایه داری و جو بی خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولای کبیر بود. اما مارتین اسکورسیسی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب در آمدند. مهمترین فیلمهای رابرت دنیرو را اسکورسیسی کارگردانی کرده است و بی تردید می‌‌توان بازی دنیرو در نقش تراویس بیکل را الگویی برای کل بازیگری وی در نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از جنگ برگشته که بعلت اختلالات روانی قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه تاکسیرانی مشغول بکار می‌شود و با بی تفاوتی حاضر به مسافرکشی شبانه در محله هارلم نیویورک می‌شود. تراویس (که نقش او را دنیرو بازی می‌کند) پس از اندی متوجه فجایعی که در خیابانها و در بطن مردم در جریان است می‌شود و با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات می‌‌نماید. روشهای او خشونتبار است و نهایتا تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی میکرد) به خانه می‌گردد. حس انزوای تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی میکرد. البته دنیرو بازیگری چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از کارکتر تراویس داشت.

دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و اواسط ۱۹۵۰) برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. فیلمهای خوب دنیرو بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیداریها فیلمی در مورد یک بیمار فلج ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندانهای خود را با اورتودنسی بهم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن می‌شد) کلا خالکوبی کرد تا نقش یک جنایتکار جنسی را بازی کند. واقعا کدام بازیگری را سراغ دارید که اینچنین عاشق نقشهایی باشد که بازی می‌کند.

دنیرو همچنان در حال بازی در فیلمهای مختلف است اما او نیز پیر شده است. جدیدا در فیلمهای اسکورسیسی بازی نکرده است و در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری پروستات خود است. امیدواریم ستاره بختش هیچگاه افول نکند.

از مهمترین فیلمهایش می‌‌توان موارد ذیل را نام برد: ۱۹۷۳- خیابانهای بیرحم ۱۹۷۴- پدر خوانده: قسمت دوم ۱۹۷۶- راننده تاکسی ۱۹۷۷- آخرین قارون ۱۹۷۸- شکارچی گوزن ۱۹۸۰- گاو خشمگین ۱۹۸۳- سلطان کمدی ۱۹۸۴- روزی روزگاری در آمریکا ۱۹۸۵- برازیل ۱۹۸۶- مأموریت ۱۹۸۷- تسخیرناپذیران ۱۹۹۰- رفقای خوب ۱۹۹۰- بیداری‌ها ۱۹۹۱- تنگه وحشت ۱۹۹۴- فرانکشتاین ۱۹۹۵- کازینو ۱۹۹۸- رونین ۱۹۹۹- این را تحلیل کن ۲۰۰۰- ملاقات با والدین ۲۰۰۲- آن را تحلیل کن ۲۰۰۴- ملاقات با خانواده فاکرز

                       Image Hosting by PictureTrail.com

FILMOGRAPHY

Hide and Seek (2005)
Backdraft (1991)
The Bridge of San Luis Rey (2004)
Guilty by Suspicion (1991)
Meet the Fockers (2004)
Awakenings (1990)
Shark Tale (2004) (voice)
Goodfellas (1990)
Godsend (2004)
Stanley & Iris (1990)
Analyze That (2002)
We're No Angels (1989)
City by the Sea (2002)
Jacknife (1989)
Showtime (2002)
Midnight Run (1988)
The Score (2001)
The Untouchables (1987)
15 Minutes (2001)
Angel Heart (1987)
Meet the Parents (2000)
The Mission (1986)
Men of Honor (2000)
Brazil (1985)
The Adventures of Rocky & Bullwinkle (2000)
Falling in Love (1984)
Flawless (1999)
Once Upon a Time in America (1984)
Analyze This (1999)
The King of Comedy (1983)
Ronin (1998)
True Confessions (1981)
Great Expectations (1998)
Raging Bull (1980)
Jackie Brown (1997)
The Deer Hunter (1978)
Wag the Dog (1997)
New York, New York (1977)
Cop Land (1997)
The Last Tycoon (1976)
Marvin's Room (1996)
1900 (1976)
Sleepers (1996)
Taxi Driver (1976)
The Fan (1996)
The Godfather: Part II (1974)
Heat (1995)
Mean Streets (1973)
Casino (1995)
Bang the Drum Slowly (1973)
Frankenstein (1994)
The Gang That Couldn't Shoot Straight (1971)
A Bronx Tale (1993)
Born to Win (1971)
This Boy's Life (1993)
Jennifer on My Mind (1971)
Mad Dog and Glory (1993)
Hi, Mom! (1970)
The Godfather Trilogy: 1901-1980 (1992) (voice)
Bloody Mama (1970)
Night and the City (1992)
The Wedding Party (1969)
Mistress (1992)
Sam's Song (1969)
Cape Fear (1991)
Greetings (1968)

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 11:19  توسط مصطفی  | 

مصطفی

بزودی بر می گردم با بیو گرافی های جدید.....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 14:21  توسط مصطفی  | 

آلفردو جیمز پاچینو

                               Click to view full size image

آلفردو جیمز پاچینو ۲۵ آوریل ۱۹۴۰ در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش «سالواتور پاچینو» کارمند شرکت بیمه و مادرش«رز پاچینو» خانه دار بود. وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش،زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند،او مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آنجا اقامت کند.(نکته‌ای که قابل توجه است این است که اصلیت پاچینو سیسیلی می‌باشد و این امر در فیلم پدر خوانده به کارش آمده).

                                     

ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم«ناتالی و من» بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در «وحشت در نیلی پارک» را پذیرفت.اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم «پدرخوانده» گرفت،نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد.«رابرت ردفورد و جک نیکلسون» و ... جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند اما کاپولا فقط یک نفر را می‌خواست و آن شخص کسی نبود جز پاچینوی کبیر.

                                     

بازی بی عیب و نقص او در پدر خوانده همگان را مات و مهبوت ساخت و آغاز خوبی برای وی بود.پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که البته هرگز به آن نرسید.

در سال ۱۹۷۳ او در فیلم های «مترسک» و «سرپیکو» بازی کرد.در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود.وی در این فیلم نقش «فرانک سرپیکو» افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند.پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد.اما منتقدان،جایزه «گلدن گلاب» را به سبب بازی در « سرپیکو » به وی اهدا کردند.

از دیگر بازی های Click to view full size imageچشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم های « پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)،بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و عدالت برای همه(۱۹۷۹) » اشاره کرد.پاچینو برای بازی در همه این فیلم ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت.او می‌گوید:«من برای اسکار بازی نمی‌کنم،چون بازیگری عشق من است،عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».

او برای بازی در فیلم هایی چون « کرایمر علیه کرایمر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) » برای بازی دعوت شد ولی او قبول نکرد.هنگامی که کاپولا برای فیلم« اینک آخرالزمان»او را دعوت کرد،پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد:«من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دهه ۹۰ را برای باید دهه نوینی برای پاچینو دانست،زیرا او که پس از بازی در فیلم « انقلاب(۱۹۸۵) » مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود در فیلم « دریای عشق(۱۹۸۹) »بار دیگر خوش درخشید.از فیلم های معروف او در این دهه می‌توان به « دیک تریسی،پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)،فرانکی و جانی(۱۹۹۱)،گلن گری گلنراس(۱۹۹۲)،راه کارلیتو(۱۹۹۳)،التهاب(۱۹۹۵)،تالار شهر(۱۹۹۶)،وکیل مدافع شیطان،دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) » اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه،«بوی خوش زن» در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند.علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم « وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) » را ایفا کرد،همه بزرگان ،نامداران،تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.

                                                  

در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن «گوتام» جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا،جایزه مشابهی به او اهدا شد.او در سال۲۰۰۲ در فیلم « بی خوابی » نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. « تاجر ونیزی (۲۰۰۴)» را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.پاچینو آنقدر استادانه در این فیلم بازی کرد که اگر خود « ویلیام شکسپیر» زنده بود انگشت به دهان می‌ماند.

کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد.چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد.این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود.

پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکته برجسته در بیشتر بازی های او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد.فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید:«اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم».صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند .گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگر هستند.

در میان ستاره‌های هالیوود،بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو و.... می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند.پاچینو تاکنون ازدواج نکرده است اما دخترخوانده‌ای به نام جولی دارد و این دو(سینما و جولی) دو عشق آلفردو هستند.

آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود،آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست داشتنی باشد.

                             

فیلم های او :

  • پدرخوانده
  • پدرخوانده، قسمت دوم
  • پدرخوانده، قسمت سوم
  • دنی براسکو
  • صورت‌زخمی
  • خودی
  • عطر خوش یک زن
  • سرپیکو
  • مخمصه (فیلم)
  • راه کارلیتو
  • وکیل مدافع شیطان
  • بعدازظهر نحس
  • کافه چینی (۲۰۰۰)
  • بی‌خوابی (۲۰۰۲)
  • اسلم وان (۲۰۰۲)
  • مردم مرا می‌شناسند (۲۰۰۲)
  • گیگلی (۲۰۰۳)
  • تازه سرباز (۲۰۰۳)
  • فرشتگان در آمریکا(۲۰۰۳)
  • تاجر ونیزی (فیلم، ۲۰۰۴) (۲۰۰۴)
  • دو نفر برای پول(۲۰۰۵)
  • ۸۸ دقیقه (۲۰۰۵)
  • مشعل (۲۰۰۶)
  • فرانکی و جانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 8:23  توسط مصطفی  | 

مونیکا بلوچی

                       Click to view full size image

مانکن مد، مدل عکاسی و بازیگر. متولد سپتامبر سال ۱۹۶۴ در یکی از روستاهای ایتالیا. پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامه تحصیل در رشته حقوق به شهر می‌آید. برای کمک هزینه تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی را رها می‌کند تا تمام وقت به این کار بپردازد.

چهره خاص ایتالیایی - شرقی او باعث می‌شود که تهیه‌کنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، باوجود این که مالنا نام بلوچی را جهانگیر کرد او پس از آن نتواست به شایستگی از نامی که به دست آورده استفاده کند، و مدل عکس‌های نیمه برهنه بودن را به پیگیری جدی‌تر هنرپیشگی ترجیح داد.

مونیکا بلوچی اکنون همسر هنرپیشه‌ای فرانسوی است و یک دختر به نام دیوا دارد.

MonicaBellucci-12.jpgMonicaBellucci-10.jpgMonicaBellucci-14.jpgMonicaBellucci-4.jpgMonicaBellucci-15.jpgMonicaBellucci-16.jpgMonicaBellucci-13.jpg

Monicabellucci-2.jpgMonicaBellucci-3.jpgMonicaBellucci-11.jpgMonicabellucci-1.jpgMonicaBellucci-5_.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 18:32  توسط مصطفی  | 

آلن دلون(بازیگر محبوب من و خیلی ها)

                                  

نام: آلن دلون
تاريخ تولد: 1935
بيوگرافي:
آلن دلون روز هشتم نوامبر سال 1935در «درسو» از توابع پاريس به دنيا آمد.

نام پدرش فایبان و مادرش ادیت بود. زمانی که آلن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده‌ای دیگر واگذار شد. او در خانه‌ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود و آلن با بچه‌های نگهبان زندان هم‌بازی بود. پس از چند سال پدر و مادر خوانده‌اش بر اثر حادثه‌ای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه سواری،فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری‌اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه‌ای به این حرفه نداشت و در سن ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست.

وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به عنوان چتر باز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. او در مورد خاطراتش در آن زمان می‌گوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف می‌زدم و به حرف‌هایم گوش می‌دادند».

آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر و سپس نیز به عنوان پیش‌خدمت در کافه‌های مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده‌اش زندگی می‌کرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه‌های محل کارش رفت و آمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران «ژان کلود بریالی» بود. آنهایی که درباره زندگی او تحقیق کردند می‌گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می‌کرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنوارهٔ فیلم کن بروند. این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه‌ای به جشنواره رفته بود اما پس از بازگشت از جشنواره به یک سوپر استار تبدیل شده بود. چهره فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملا سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند و او بیشتر در نقش دزد و یا آدم کش اجیر شده بازی می‌کرد.

در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم‌هایی که او تهیه می‌کرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه مورد علاقه اش یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسب‌های مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم‌نظیر است و صاحب عتیقه‌هایی است که بسیاری از آن‌ها در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد.

                                    

 

زندگی خصوصی آلن دلون:

 

اولین نامزد او «رومی اشنایدر» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. « آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس»ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند. اما یک حاثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم می‌گوید: «پسرم با من متفاوت است».

آلن دلون در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۶ سالگی با «رزالی وان بیرمن» که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «فابیانی» شد. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس » در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت : «من در اکثر فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام یا دزد بوده‌ام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمی‌کرده است که چه کاره بوده‌ام، در همهٔ فیلم‌ها تنها بوده‌ام. نمی‌دانم اما فکر می‌کنم کارگردان‌ها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند».

 

فيلمنگاری :
وقتی زن دخالت می کند/1957 – کريستيان/1958 – زن ها طاقت ندارند/1959 – زير آفتاب سوزان، روکو وبرادرانش/1960 – شادی های زندگی،کسوف/1961 – شيطان و ده فرمان/1962 – يوزپلنگ، نغمه های زير زمينی،لالة سياه/1963 – قفس عشق،عصيانگر،رولز رويس زرد/1964 – زمانی که دزد بودم/1965 – آيا پاريس می سوزد؟،تگزاس در آنسوی رودخانه،فرمان گمشده/1966 – حادثه جويان،سامورايی،چاکر شيطان صفتان/1967 – داستان های شگف انگيز،دختری با موتورسيکلت، خداحافظ عشق من/1968 – استخر،جف،دستة سيسيلی ها/1969 – بورسالينو،دايرة سرخ/1970 – مدلی،سنج ها آهسته تر،بيوه کودرک،آفتاب سرخ/1971 – قتل تروتسکی،پليس/1972 – عقرب،معالجه با شوک،اولين شب آرامش،يک زمان.يک پليس/1973 – اسلحة بزرگ،دو مرد در شهر،سيلی،کريزی،سينه های يخ زده/1974 – انبارهای سوخت شده،نسل ارباب ها،بورسالينو و شرکا،زورو،کولی،داستان پليس/1975 – آقای کلاين،مانند بومرنگ/1976 – مرد شتابزده،آرماگدون، مرگ يک فاسد،توجه.دوبارة بچه ها نگاه می کنند/1977 – پزشک/1978 – هارمونی،کنکورد:فرودگاه 79،تهران1943/1979 – سه مرد برای قتل/1980 – به خاطر پوست يک پليس/1981 – ضربه/1982 – مخفی گاه(کارگردان)،عشق سوآن/1983 – داستان ما،اتاق های جداگانه/1984 – تسخير ناپذير،قول پليس،کفش های ايتاليايی/1985 – گذرگاه/1986 – پليس خوابيده را بيدار نکنيد/1988 – موج نو، ماشين رقص/1990 – بازگشت کازانووا/1992 – خرس بازيچه/1994 – روز و شب/1997.

                          

فيلم شناسی :
پليس جسور   (1988) به عنوان بازيگر
گذرگاه   (1986) به عنوان بازيگر
پلنگ (قول يک پليس)   (1985) به عنوان بازيگر
ضارب   (1983) به عنوان بازيگر
ضارب   (1983) به عنوان کارگردان
به دنبال يک پليس   (1981) به عنوان بازيگر
به دنبال يک پليس   (1981) به عنوان کارگردان
سه مرد برای کشتن   (1980) به عنوان بازيگر
تنگنا   (1979) به عنوان بازيگر
دايره خونين   (1978) به عنوان بازيگر
گانگستر   (1977) به عنوان بازيگر
بازی با آتش   (1975) به عنوان بازيگر
اسلحه بزرگ   (1974) به عنوان بازيگر
بازگشت بورسالينو   (1974) به عنوان بازيگر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گانگستر ( Le Gang ) :

 

خلاصه داستان :

فرانسه سال های پس از خاتمه جنگ جهانی دوم ، دار و دسته های کوچک تبهکاری شکل گرفته است . رابرت ( آلن دلون ) رئيس يک گروه چهار نفره تبهکاری است که دست به سرقت های متعددی می زنند ، اما ....

 

 

دايره خونين( Mort d'un Pourri )

 

خلاصه داستان :

زمانيکه فيليپ ( موريس رونه ) بخاطر ساکت کردن ميشل سرانو سياستمدار فاسد که نتواند بغضی از حقايق را فاش کند او را به قتل ميرساند ، وکيل و بهترين دوستش گوستاوماشار ( آلن دلون ) برای سرپوش گذاشتن واقعيت درگير ميشود . ولی ناگهان گوستار خود را ميان توطئه ای که توسط سياستمداران فاسد طراحی ميگردد ميبيند ...

 

 

 

پلنگ (قول يک پليس)( Parole De Flic )

 

خلاصه داستان :

بخاطر تبرئه شدن قاتلين همسر دانيل پرات ( آلن دلون ) او خدمت پليس را ترک و به اتفاق تنها دخترش در آفريقا زندگی کرده است . پس از ده سال دخترش در فرانسه بدست گروهی که قصد پاک سازی افراد ولگرد و اوباش را دارند ، به قتل میرسد . پرت برای يافتن قاتلين دخترش به فرانسه باز مي گردد . کميسر استفان ( ژاک پرين ) بهترين دوستش را ملاقات می کند و با بازرس سابين ( فينا ژلين ) مسئول پرونده آشنا می شود و ....

 

 

 

ضارب( Le Battant )

 

خلاصه داستان :

پس از 9 سال ژاک دارنه ( آلن دلون ) از زندان آزاد می شود ( اتهام وی سرقت الماس هايی به ارزش 4ميليون فرانک و قتل يک جواهر فروش بوده است ). ژاک پيش همسرش کلاريس ( ماريه کريستين دسکوارد ) می رود در اين حين عده ای او را تعقيب می کنند و قصد دارند پی ببرند که وی الماس ها را کجا مخفی کرده است به عنوان اخطار دوستش را می کشند ولی به اينجا ختم نمی شود بعد کلاريس را می کشند ....

 

 

به دنبال يک پليس( Pour Lapeau D'un Flic )

 

خلاصه داستان :

شوکاس (آلن دلون) يک مامور سابق پليس است که اکنون يک کارآگاه خصوصی است روزی زنی به نام ايزابل پيگو (آنی آلن) به دفتر او می آيد و می گويد که بيش از يک ماه است که دختر نابينايش ناپديد شده. در همين حين کارآگاه پليس کوچيولی (دانيل کچالدی) نيز نزد او می آيد و می گويد که او نيز روی اين پرونده کار می کند. وقتی مادام پيگو با شوکاس تماس می گيرد و با وی قرار ملاقات می گذارد با گلوله به قتل می رسد از طرفی دو نفر مسلح نيز شوکاس را تهديد می کنند تا پرونده را پيگيری نکند اما او ادامه می دهد و ...

 

 

 

سه مرد برای کشتن( Trois hommes à abattre )

 

خلاصه داستان :

ميشل ژرفو (آلن دلون ) شب هنگام در جاده مجروحی را می بيند او را به بيمارستان می رساند ولی صبر نمی کند و می رود . فردای آن روز به اتفاق نامزرش بئاتريس ( داليا لازارو ) برای ديدن مادرش به محل اقامت او می روند در آنجا 2مرتبه عده ای قصد جانش را می کنند . ژرفو در روزنامه ، خبر کشته شدن 3نفر از جمله همان مجروحی که آن شب او به بيمارستان رسانده می خواند و متوجه می شود که احتمالاً سوء قصد به جانش به قتل آن سه نفر ربط دارد . او از دوستش انريک از اداره اطلاعات کمک می خواهد ولی زمانيکه به اتفاق او به منزلش می روند انريک کشته می شود ....

 

 

 

اسلحه بزرگ( Big Guns )

 

خلاصه داستان :

تونی آزنتا ( آلن دلون ) آدمکشی که در خدمت سازمان مافياست قصد دارد خود را بازنشسته کند . او اين موضوع را با نيک ( ريچارد کنت ) يکی از سران مافيا در ميان می گذارد . نيک در جلسه سران اين موضوع را مطرح می کند و آنان چون می دانند که تونی از اسرار بسياری با خبر است تنها راه را کشتن او می دانند . بمبی در اتومبيل تونی کار گذاشته می شود ولی اشتباهاً همسر و پسرش در اطن توطئه به قتل می رسند . اين حادثه باعث می شود تونی قصد انتقام از تک تک سران مافيا را داشته باشد .

 

 

بازی با آتش( Flic Story )

 

خلاصه داستان :

 

روژه بورنيش ( آلن دلون ) پليس سازمان امنيت کشور مامور رسيدگی به پرونده فرار بوئيسون ( ژان لويی ترنتينيان ) يک تبهکار حرفه ای می گردد . اما رئيس بورنيش شيوه کار او را نمی پذيرد و اين پرونده را از وی می گيرد و او را مامور پرونده قتل می سازد اما در حين رسيدگی به پرونده جديد ، بورنيش در می يابد که قاتل ، بوئيسون است و ...

 

 

 

بازگشت بورسالينو( Borsalino And Co )

 

خلاصه داستان :

بندر مارسی ، سالهای دهه سی پس از کشته شدن فرانسوا کاپلا ، شريک و بهترين دوستش رک سيلفردی ( آلن دلون ) گانگستری که به همراه فرانسوا قصد داشتند بندر مارسی را کاملاً زير سيتره خود داشته باشند ، عامل قتل را شناسائی می کند . او جنايتکاری بنام ول پن ( ريکاردو کوچيولا ) است که قصد دارد توزيع مواد مخدر را در مارسی توسعه دهد و سيلفردی و فرانسوا را مانع خود می دانسته است . سيلفردی که قصد انتقام از ول پن را دارد برادر او را از قطار به بيرون می اندازد و اين شروع جنگ گانگسترها در مارسی است.

 

 

 

تنگنا( Le Toubib )

 

خلاصه داستان :

آينده ای نزديک شروع جنگ جهانی سوم آسيا و اروپا . ژان ماريه دسپری ( آلن دلون ) جراح معروف فرانسوی که همسرش او را ترک کرده و دچار يأس و نااميدی و بيزار از هرگونه رابطه عاطفی است . او مسئول عمليات امداد هوايی پزشکی در منطقه کوهستانی در اروپا است . يک روز صبح گروهی از مجروحين توسط هلی کوپتر در قرارگاه تخليه می شوند . به همراه آنان هارمونی ( ورونيک ژانو ) پرستار جوانی که قرار است همکار دکتر ژان ماريه دسپری باشد وارد می شود . هارمونی به بشريت و آينده روشن آن با کمک خداوند ايمان دارد . به تدريج در حين همکاری ، آنان به همديگر علاقهمند می شوند ولی ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 18:39  توسط مصطفی  | 

ارٌه ٢ Saw II

 

                              

SawII
کارگردان: دارن لین بوسمن. فیلمنامه: دارن لین بوسمن، لی وانل. موسیقی: چارلی کلوزر. مدیر فیلمبرداری: دیوید آرمسترانگ. تدوین: کوین گرتروت. طراح صحنه: دیوید هکل. بازیگران: دانی والبرگ(اریک ماتیوز)، شاونی اسمیت(آماندا)، توبین بل(جیگساو)، فرانکی جی(خاویر)، گلن پلامر(جونز)، دینا مه یر(کری)، امانویل وژیه(آدیسون)، بورلی میچل(لورا). ٩٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

جیگساو قاتل سریالی قسمت اول فیلم اره که برای از میان بردن قربانیان خود نقشه هایی نبوغ آمیز و خوفناک طراحی کرده بود بار دیگر بازگشته تا ارزش زندگی را به قربانیان خود بفهماند. این بار یک گروه هشت نفره برای فرار از مکانی دربسته از هوش و استعداد خود بهره بگیرند، البته قبل از این که گاز اعصاب کشنده ای که جیگساو برای شان تدارک دیده آنها را از پای درآورد. از سوی دیگر کارآگاه اریک متیوز سرنخ هایی از جیگساو به چنگ آورده و خود را در شرف دستگیری او می داند. اما زمانی که درمی یابد همه چیز از سوی جیگساو طراحی شده، دیگر برای هر کاری دیر است، چون خود نیز یکی از قربانیان خود اوست و رهیدن از این دام چندان کار ساده ای به نظر نمی رسد.

چرا باید دید؟
مشخص بود که فیلم ارٌه که در سال ٢٠٠٤ به رغم بودجه یک میلیون دلاری اش توانست ٥٥ میلیون دلار نصیب سازندگانش کند ، تبدیل به یک پدیده شده و خیلی زود دنباله ای بر آن و صد البته برٌنده تر ساخته شود، تا این معدن طلای تازه کشف شده متروک نشود. مطابق روال ادامه سازی ها قسمت تازه از بودجه بیشتری – ٤ میلیون دلار – برخوردار است که باز در مقایسه با محصولات معمولی هالیوود فیلمی مستقل و کم هزینه ارزیابی می شود. این تریلر خونین این بار توسط کارگردان جوان و تازه کار دیگری ساخته شده و در اکران اولیه خود موفق شده تا این لحظه بیش از ٦٠ میلیون دلار روانه جیب تهیه کنندگانش سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:49  توسط مصطفی  | 

Enrique Miguel Iglesias

Enrique Miguel Iglesias

 

 

 

نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler" (انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر)

انریکو کوچکترین پسر خولیو ایگلسیاس ، معروف ترین خواننده ی اسپانیایی است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار دیگری  را پیش می گرفته تا خوانندگی اگر چه انریکو پسر خولیوی معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صمیمانه ای با پدرش نداشته زیرا او بیشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنین انریکو از اینکه مادرش تنها زن زندگی پدرش نیست  ناراحت بود و این شیوه را نمی پسندیده .

                                    

 انریکو در 8 می سال 1975 در مادرید اسپانیا به دنیا آمد مادرش که روزنامه نگاری  به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انریکو از پدرش جدا شده انریکو در یکی از مصاحبه هایش گفت: وقتی بچه بودم کار را برای مدتی کنار گذاشتم کاری که پدرم هرگز انجام نداد این بود که از من حمایت نکرد.او همچنین یک خواهر و یک برادر به نام های ""Julia Jose  و" "Chabeli دارد به اضافه دو برادر ناتنی دوقلو و دو خواهر ناتنی دوقلو.

                                         

پس از اون انریکو با پدرش به میامی میان  به خاطر عملیات تروریستی که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پیوسته بود.او موسیقی را از 13 سالگی شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنیای موسیقی گذاشت که تاکنون بیش از 30 میلیون از نسخه های آلبوم هایش به فروش رفته و جالب این است که تنها 7 آلبوم بیرون داده.

انریکوبه 4 زبان انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم.

                          

خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته  بودند .پس از آن آلبوم vivir"  "را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه های ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید.

                              

انریکو تا کنون 116 جایزه پلاتینیوم رکورد و 227 جایزه Gold (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته.می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در  صدد است این رکورد را بزند.

انریکو هچنین در فیلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده.

                          

انریکو اصلا ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در یک تبلیغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنین انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟!انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه.

 

ازدواج:

 

         

انریکو ایگلسیس خواننده محبوب اسپانیا یی (من و همه  ) با آنا کورنیکو فا تنیسور روسی ازدواج کرد . این زوج در ماه گذشته طی مراسمی مخفیانه در پورتو والارتا مکزیکو با یکدیگر ازدواج کردند . هیچ کس از این ازدواج اطلاع نداشت تا این که آنا خانومش در یک مسابقه تنیس خیریه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که یک ماهی است که با انریکو ازدواج کرده است. او در حالی که می خندید گفت : می دانم همه شما شوکه شدید . ولی این تصمیم من و انریکو بود . می خواستیم یک ماه بدون درد سر در کنار هم باشیم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنیم . باید بگویم انریکو همسر بی نظیری است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .

آنا کورنیکوفا تنیسور مشهور روسی در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنیای حرفه ای تنیس خداحافظی کردو اکنون بیشتر در مسابقات خیریه شرکت می کند . او در یکی از همین مسابقات با انریکو آشنا شد که این آشنایی پس از مدت کوتاهی منجر به ازدواج شد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:14  توسط مصطفی  | 

آنجلیا جولی حسابی کتک خورد!

آنجلیا جولی حسابی کتک خورد!
هموطن آنلاین ـ طرفداران جنیفر آنیستن هنرپیشه سابق سریال دوستان هنگامی که متوجه شدند رقیب عشقی هنرپیشه محبوبشان در رستورانی در برلین مشغول غذا خوردن است سعی کردند او را کتک بزنند.
این طرفداران در حال صرف غذای خود بودند که ناگهان متوجه آنجلیا جولی و براد پیت در میز کناری خود می‌شوند.
با توجه به مطالب درج شده در سایت خبری femalefirst.com این طرفداران با خشم به جولی نزدیک می‌شوند و در حالی که فریاد می‌کشیدند "جولی خانه خراب اینجاست" سعی به ضرب و شتم او می‌کنند.
محافظان این هنرپیشه‌ها مردم عصبانی را از آنها دور می‌کنند و سریع این 2 هنرپیشه را از رستوران خارج می‌کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 16:53  توسط مصطفی  | 

Britney spears

Britney  spears

 


بريتني خواننده پر آوازه پاپ در  دوم دسامبر  سال ۱۹۸۱ در  >> کنتاوود لوييزيانا <<  متولد شد . مادرش > لين< نام داشت و معلم مدرسه بود و پدرش نيز جيمي نام داشت. او در سن ۸ سالگي براي بازي در يک نمايش در کلوپ ميکي موس ( کانال ديسني) تستي را انجام داد . تهيه کنندگان نمايش گفتند که او خيلي براي اين کار کوچک است اما يکي از آنها  چنان تحت تاثير قرار گرفت که بريتني را  به يک مدرسه معتبر در نيويورک معرفي کرد .  بريتني با همکاري خانواده اش  در ( مانهاتان) زندگي کرد و براي چند تابستان متوالي در آن  مدرسه هنري ـ اجراي نقش حرفه اي را آموخت  و سر انجام در سال  ۱۹۹۱  او در فيلم وحشتناک  به نام  ruthless به عنوان يک  بچه شيطان(جن) ايفاي نقش کرد . و بعد از آن  در سن ۱۱ سالگي  او دوباره در تست کلوپ ميکي موس شرکت کرد و اين بار به موفقيت رسيد و توانست عضو اين کلوپ شود. در سالهاي  ۱۹۹۳ و۱۹۹۴ او به >> اورلاندوي فيلوريدا<< رفت و در آنجا با بقيه هنرپيشگان {{ که شامل دو عضو آينده  گروه nsync  و همچنين  کري راسل ستاره آينده   wbs`felicity  ميشد }} آشنا شد و با آنها در کلوپ mmc يک نمايش معمولي را اجرا کرد .و بعد از آن به    لوئيزياتا  رفت و مدت دو سال در دبيرستان تحصيل کرد . او قبل از اينکه به معروفيت برسد  در سن ۱۵ سالگي  به نيويورک سفر کرد  تا براي خواننده شدن تست خوانندگي بدهد .و بعد از موفقيت در تست به عمل آمده ـ قرار دادي دوساله با jive records  بست و اولين آلبوم خود را به نام  baby one more time در اوايل سال ۱۹۹۸ به پايان رساند اما چون وي در کارش حساسيت عجيبي داشت  اين آلبوم در سال ۱۹۹۹ به بازار عرضه شد . تهيه کننده اين آلبوم eric foster white نام داشت .==> تهيه کننده اي که ( ويتني هاستون) ـ ( مدونا) ـ  (مايکل جکسون  ) ـ  (‌ ماريا کري) ـ ( مکس مارتين ) ـ و  back street boys  را به معروفيت رسانده!

موفقيت آلبوم  baby one more time   به قدري زياد بود که در همان هفته اول  بريتني را مستقيما به بالاي جدول آلبوم هاي ديگر خوانندگان رساند و آلبوم آن بهترين آلبوم سال شناخته شد و  تا ماه سپتامبر۶ ميليون کپی از  اين آلبوم به فروش رسيد .

اولين بحث جنجالی که مدتها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود در ماه مارس سال ۱۹۹۹ به وجود آمد ! ماجرا از جايی آغاز شد که مجله   rolling stone   يک عکس  سکسی ازبريتنی ۱۷ ساله بر روی جلد خود چاپ کرد و شایعه کرد که بريتنی   سينه >> لوليتا اسکيو<< را به خود پيوند زده است  اما بريتنی با ارائه مدارک معتبر به اين شايعه پايان داد.

در فوريه سال ۲۰۰۰ بريتنی   کانديد دريافت جايزه grammy شد اما سرانجام جايزه را عضو سابق کلوپ ميکی موس  يعنی  christina  aguilera  بدست آورد !. دومين آلبوم بريتنی به نام oops ! i did it again  در  ماه می سال ۲۰۰۰ به بازار عرضه شد و در همان هفته اول ۱.۳ ميليون کپی از آن به فروش رفت . اين آلبوم به خاطر  بهترين  صداگذاری  پاپ و نيز بهترين اجرای خوانندگی  در قسمت زنان بريتنی را برنده دو جايزه  grammy   ساخت. سومين  آلبوم او در نوامبر ۲۰۰۱ به  به نام britney  به  بازار عرضه شد که آن هم با موفقيت کم نظيری رو برو شد و بريتنی را به اوج معروفيت خود رساند .

در سال ۲۰۰۳  آلبوم  چهارم   او به نام  In  the  zone  به بازار  آمد که  تقريبا  ميتوان گفت که اين آلبوم  موفقيت  آلبوم های پيشين   را  کسب نکرد  و دلیل آن اين بود که  بريتنی  در اين آلبوم  کم کم  از  سبک پاپ به  راک  رو آورده بود  و  همين طور  از آن چهره معصوم و بچه گانه خود فاصله گرفته و به يک  چهره سکسی  رو آورده بود  و اين در حالی بود که مردم  آن چهره کودکانه  بريتنی  را دوست داشتند !

آلبوم بعدی او  به نام My  prerogative  در سال  ۲۰۰۵  تهيه شد که  ميتوان گفت بريتنی  در آين آلبوم دوباره به اوج  خود  رسيد  و دليل آن بيشتر  در  حاشيه پرداری های  اطراف  اين آلبوم بوده  که از جمله ميتوان به موارد زير اشاره کرد ! : 

ازدواج يک روزه و سپس طلاق او با  جيسون الکساندر  دوست دوران بچه گيش !

شايعه  فرزندخوانده شدن  مدونا  !

اجرای  يک کنسرت به اتفاق مدونا و کريستينا که در آنجا بريتنی و مدونا يک چهره سکسی و همجنس باز  را  به نمايش گذاشتند !

و در آخر ازدواج او  با يک رقاص  نيمکت نشين و  با سطح مالی متوسط !

در اينجا بايد بگم که بريتنی  قبل از اين ماجراها  برای  مدت طولانی با jastin  timberlake   رابطه داشت  اما بنا به دلايلی رابطه آنها بهم خورد و پس از آن  با colin  farrel   ديده شد و بعدش  جريان ازدواج يک روزه و طلاقش با جيسون  ..... و در آخر هم  که با يک  رقاص نيمکت نشين به نام  kevin  federline  ازدواج کرد ! 

بريتنی و کوين ۲۷ ساله در يک سفر هوايی به مقصد نيويورک ــ ايرلند  در داخل هواپيما با هم آشنا شدند . کوين  يک رقاص  نيمکت نشين ( درجه دو )‌ بود   و  در سفرهايی که به منظور  اجرای کنسرت  اجرا ميشد  همچون ديگر  رقاص ها  بريتنی را همراهی ميکرد !  ماجرا  از  جايی شروع شد که  بريتنی  تصميم گرفت از قسمت درجه يک هواپيما  به بخش  درجه دو که رقاص ها هم در آنجا حضور داشتند برود ( حالا دليلش معلوم نيست ! ) در  آنجا بريتنی و کوين با هم ملاقات ميکنند و  کم کم گرم صحبت ميشوند  و  بعد از مدتی  احساس  ميکنند که از هم خوششون آمده و ناگهان  يکهو  بريتنی  به  کوين  پيشنهاد ازدواج ميده و  کوين هم که شکه شده  بوده و  در ضمن دوست نداشته يک دختر بهش پيشنهاد بده  جواب منفی به بريتنی ميده ( اين رو تو يک مصاحبه خوندم !‌)   اما  چند روز بعد خودش  از بريتنی  تقاضای  ازدواج ميکنه !

اما  جالبه که بدونيد کوين در اون زمان به تازگی از همسر سابقش جدا شده بود !

اسم همسر سابق کوين shar jackson  بود که يک مدل  و هنرپيشه هستش   و در اون زمان يک بچه هم از کوين باردار بود  و همين طور يک بچه دو ساله هم يه  اسم > کوری  <  داشتند  که در  حال حاضر  هردوی  آنها با > شار <     زندگی ميکنند .

يک بيوگرافی کلی و ساده از بريتنی :

 پدرش جيمی نام دارد و  مادرش هم لين نام داره

يک خواهر به نام لينه داره

يک برادر  به نام برايان داره که در حال حاضر دانشجو هستش .

 گل مورد علاقه :  رز سفيد

مدل ماشينش  : xk8 جگوار

ورزشهای مورد علاقه : بسکتبال و شنا

خواننده های مورد علاقه : ويتنی هوستون ـ جانت جکسون  ـ مدونا

بازيگر مرد مورد علاقه :  بن افلک ـ تام کروز ـ برد پيت

بازيگر زن مورد علاقه : مگ رايان ـ کاترين زتا جونز

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 17:34  توسط مصطفی  | 

شکيرا

شکيرا

شکيرا ايزابل مبارک ریپل Shakira Isabel Mebarak Ripoll در دوم فوريه ۱۸۷۷ در باران کويلا Barranquilla در کلمبيا به دنيا آمده است.پدرش ويليام مبارک يک آمريکايی لبنانی تبار است و مادرش نيديا ریپل Nidia Ripoll يک کلمبيايی است.او هفت خواهر بزرگتر از خود نيز دارد.

شکيرا از همان دوران بچگی به موسيقی و سرودن شعر علاقه زيادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولين شعر خود را سرود و در يازده سالگی گيتار نواخت.

در سيزده سالگی برای انتشار آلبوم جادو Magic که شامل ترانه هايی بود که او در سنين هشت تا سيزده سالگی سروده بود قراردادی با شرکت Sony Music Colombia امضا کرد.

او پس از اين آلبوم Pres Descalzos يا همان پاهای برهنه Bare Feet را به بازار عرضه کرد.اين آلبوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکيرا بود.به جرات می توان گفت که اين البوم با فروش چهار ميليون کپی در هشت کشور جهان نام شکيرا را به عنوان يک خواننده و آهنگساز توانای Pop-Rock بر سر زبان ها انداخت و بدين ترتيب بود که آلبوم بعدی او Donde Estan Los Ladrone به بازارهای آمريکا راه يافت.

شکيرا در جايی درباره نوع موسيقی خود می گويد:«من اگرچه يک کمبيايی بودم ولی به گروه هايی نظير Led Zeppelin / The Care / The Police / The Beatles / Nirvana علاقه داشتم و با وجود اين علاقه زيادی به موسيقی Rock داشتم به علت اينکه اصليتی لبنانی دارم به موسيقی عربی نيز علاقه پيدا کردم و در واقع آهنگ هايی که می سازم ترکيبی از موسيقی Pop-Rock و عربی است.»

اولين آلبوم شکيرا به زبان انگليسی Laundry Service (سرويس لباسشويی) است که در سال ۲۰۰۱ به بازار آمد.در ابتدا او خود علاقه زيادی به خواندن به زبان انگليسی نداشت اگر چه به اندازه کافی به اين زبان تسلط داشت ترجيح می داد تا اسپانيايی بخواند.تا زمانی که او با اميليو و گلوريا استفان همکاری می کرد اين دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگليسی بخواند و از اين رو او اولين ترانه خود را به زبان انگليسی نوشت که اين ترانه با نام اعتراض Objection در آلبوم سرويس لباسشويی جای گرفت.

اگر بخواهيم راجع به موسيقی شکيرا و خود او تعريفی کامل و مختصر ارائه دهيم بدون شک تعريف نويسنده توانای کلمبيايی برنده جالزه نوتل ادبی گابريل گارسيا مارکز بهترين تعريف است:

«موسيقی او ويژگی هايی دارد که موسيقی هيچ کس ديگر اين ويژگی ها را ندارد.هيچ کس نمی تراند مانند او بخواند و برقصد.»

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 17:29  توسط مصطفی  | 

هتل Hostel

  • *
    نويسنده و کارگردان: الي راث. موسيقي: ناتان بار. مدير فيلمبرداري: ميلان کاديما. تدوين: جورج فالسي جونيور. طراح صحنه: فرانکو جياکومو کاربون. بازيگران: جي هرناندز[پاکستون]، درک ريچاردسون[جاش]، ايتور گادجانسون[ اُلي]، باربارا ندلجاکووا[ناتاليا]، جنا کادربکووا[سوتلانا]، لوبومير بوکووي[الکس]، جنيفر ليم[کانا]، تاکاشي مييکه[به نقش خودش]. 95 دقيقه. محصول 2005 آمريکا.

      پاکستون و جاش به همراه دوست شان اُلي در حال سفر در اروپا هستند. آنها در آمستردام هر چه را که به دنبالش هستند مي يابند: حشيش، سکس و مشروب. آنها تصميم دارند به هتلي در براتيسلاوا بروند، جايي که شنيده اند دوست شدن با دخترهاي جهانگرد بسيار راحت است. آنها در براتيسلاو هر چه را که به دنبالش بوده اند، مي يابند اما فرداي آن روز اُلي بدون گذاشتن هيچ پيغامي ناپديد مي شود. پاکستون و جاش به جستجوي او برمي خيزند و با آخرين دختراني که با اُلي تماس داشته اند، تماس مي گيرند. اما بيهوده است و شب بعد جاش نيز ناپديد مي شود. سماجت پاکستون در بيرون کشيدن سر نخي از دخترها باعث مي شود که با پاي خود قدم به مکاني مخوف بگذارد و گرفتار شود. جايي که مردان ثروتمند با دادن پولي هنگفت شکار اختصاصي خود را تکه تکه مي کنند: اين شکار گران قيمت انسان ها هستند!

      چرا بايد ديد؟

      الي راث بازيگر فيلهاي تلويزيوني و ويدئويي، متولد 1972 بوستون يکي از آخرين کشف هاي کوئنتين تارانتيو است. يعني يک ديگر از آن سازندگان فيلم هاي ترسناک يا خشن که علاقه شديدي به نشان دادن نحوه سلاخي انسان ها دارند. هتل نيز مانند پيشينيانش- کشتار با اره برقي در تگزاس- ادعا دارد که بر اساس حوادث واقعي ساخته شده و مثلاً مي خواهد نشان بدهد که انسان گرگ انسان است و تا حدودي هم موفق مي شود. الي راث که با فيلم Cabin Fever به تماشاگران خاص اين فيلم معرفي شد، نشان مي دهد که وي کارگرداني را بهتر از بازيگري مي داند، اما کاش دستمايه اش يا لااقل سبکش را نيز تغيير مي داد. البته اين نظر من است و تماشاگران با استقبال 47 ميليون دلاري خود از اين محصول کم هزينه [چهار و نيم ميليون دلار بودجه] نشان دادند که نظر منتقدان برايشان اهميتي ندارد و قلع و قمع را عشق است. شايد ما نيز بهتر است که به جمله تاکاشي مييکه [ترسناک ساز ژاپني] گوش بدهيم که به پاکستون در آستانه ورود به شکارگاه گفت: خودتو توي هر کاري قاطي نکن!

    • + نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 2:13  توسط مصطفی  |